تبلیغات
هوالسامع - حضرت علی (ع) اجازه نمی داد که عزیزترین عزیزانش به نامردترین دشمنانش، دشنام گفته و بدگویی کنند.

«ولا تسبّوا الّذین یدعون مِن دونِ اللّه فیسبّوا اللّه عَدْواً بغیر علم…؛ به كسانی كه جز خدا را

می‌خوانند دشنام مدهید، آنان نیز از روی دشمنی و به نادانی خدا را دشنام خواهند داد».(سوره‌ی

انعام، آیه‌ی 108

 

در صفّین به امام علی (ع) خبر رسید که حجر بن عدی و عمرو بن حمق، به سپاه

دشمن، ناسزا می گویند، حضرت پیغام داد که از این کار دست بردارند، آن ها هم

پذیرفتند و گفتند: «یا امیر المومنین نقبل عظتک و نتأدّب بأدبک»(وقعة صفین،ص103

 

امام علی (ع): من دوست ندارم شما دشنام گوی باشید ولکن اگر کردار ایشان را باز

گوئید و حال آنها را یاد کنید سخن شما به ثواب نزدیکتر و به اتمام حجت کافی تر است،

بجای دشنام بگوئید (خدایا خون ما و ایشان را حفظ کن و دل ما و ایشان را از گمراهی

برهان و ما را هدایت کن تا آنکه حق را نشناخته بشناسد و آنکه بضلالت و ستم آلوده

 است از آن باز گردد.)

در گذشت و مسامحۀ با دشمنان علی(ع) را نظیری درتاریخ نبود. حکایتی که دلالت بر

گذشت و عفو او میکند بیش از شماره است. از جمله آنکه لشکریان خویش را هنگام

کارزار نهی میفرمود که چون دشمن بگریزد او را مکشید و آنکه خسته و مجروح است از

مساعدت دریغ مکنید، ستر کسی را مگشائید و مال کسی را از او نگیرید. دیگر آنکه بر

کشتگان اعدای خود در جنگ جمل نماز گذارد و برای آن‌ها از خدا آمرزش خواست.

هنگامی که بر دشمنان سر سخت خود عبدالله‌بن‌زبیر و مروان‌بن‌حکم و سعید‌بن‌العاص

 دست یافت از آنها درگذشت و نیکی نمود و اصحاب خود را از تعقیب آنان باز داشت، با

آنکه بر همه چیز قدرت داشتند و خود آنان را امید رهائی نبود. و دیگر از علائم گذشت وی

آنکه بر عمروعاص ظفر یافت با آنکه خطر او برای علی کمتر از معاویه نبود، اعراض کرد و

او را به حال خود گذاشت. عمروعاص رهائی یافت و در دشمنی نمودن با علی پس از آن

کرم کوتاهی نکرد. چون عمرو در آن هنگام که ذوالفقار را بالای سر خود دید امیدوار بود

بدان شیوۀ خاص که به کار برد علی چشم میپوشد و او را رها میکند. اگر علی آن وقت

 عمرو را کشته بود، مکر و حیله و لشکر معاویه را نابود کرده بود

.( امام علی ندای عدالت انسانیت مؤلف :جورج جورداق مترجم: آقای حاج میرزا

ابوالحسن شعرانی)

 

رسول اکرم فرمود: به مردم ناسزا نگویید تا آنها کینه ی شما را به دل نگیرند: «لاتسبّوا

الناس فتکسبوا العداوة بینهم». (الکافی، ج2، ص360)

معنای سب: اختصاص به الفاظ بسیار رکیک و فحش ندارد. بلکه فقها تصریح کرده اند: هر

تعبیر "اهانت آمیز" به دیگران، "سبّ" است. (مفتاح الکرامه، ج12، ص222)

درصورت تمایل به ادامه ی مطلب مراجعه بفرمایید

در احادیثی آمده است که امام علی(ع) در جنگ‌ها به لشکریان خود توصیه‌هایی می‌کرده، از جمله

 اینکه صدای خود را بلند نکنند و زیاد سخن نگویند و کسی از دشمن که به آنان سلام کند جواب

دهند و … (وسائل الشیعه، ج۱۱، کتاب الجهاد، باب۳۴)

یکی از اصحاب امام صادق(ع) به نام مفضل ابن عمر به مسجد مدینه می‌رود و در گوشه‌ای

می‌نشیند. در نزدیکی او برخی از ملحدان از جمله ملحد معروفی به نام ابن‌ابی العوجاء نشسته

بودند و اصول اساسی اسلام را رد می‌کردند. مفضل عصبانی شده و به آنان ناسزا می‌گوید. آنان به

 او می‌گویند که اگر تو طرفدار جعفرین محمد هستی روش او اینگونه نیست. او عصبانی نمی‌شود

و ناسزا نمی‌گوید و سخن را با متانت گوش می‌دهد و پاسخ علمی می‌دهد. مفضل بر می‌خیزد و

خدمت امام صادق‌(ع) می‌رسد و ماجرا را تعریف می‌کند. امام می‌فرماید ناراحت نباش و فردا به

کلاس درس بیا. مفضل در درس آن حضرت شرکت می‌کند که نتیجه این کلاس کتاب معروف «توحید

 مفضل» است. (مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، ص۱۳۰-۱۳۱)

 

آری! امام صادق به مخالف، حتی اگر کافر باشد، ناسزا نمی‌گوید و پاسخ علمی می‌دهد و راه حلی

 که به طرفدار خود ارائه می‌کند، کلاس درس است، چرا که پاسخ مخالف را تنها با استدلال علمی می‌توان داد.

همین ابن ابی العوجای ملحد خدمت امام صادق(ع) می‌رسد و به بدترین شکل به امام و مسلمانان

 توهین می‌کند. با این حال امام بدون اینکه خشمگین شود و کلمه ناشایستی به او بگوید، با او

وارد بحث می‌شود و (همان، ص۱۳۱) جواب شبهات علمی او را می‌دهد.

مرحوم شهید مطهری(ره) یکی از شاگردان مکتب امام صادق‌(ع) است. این شهید بزرگوار در

نوشته‌ها و گفته‌های خود مکرر و با صراحت بیان می‌کند که جواب مخالف را، حتی اگر اصول بنیادین

 اسلام را رد کند، تنها باید با استدلال و قلم داد و هر برخورد دیگری راه به بیراهه می‌برد و به زیان

اسلام است. (برای نمونه به منبع فوق مراجعه شود))

 


نمایش نظرات 1 تا 30

www.spadanasoft.com